|
آسمان
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند آسمان را دریاب
|
یه روز یه پسره داشته از یه خیابون رد میشده که چشمش می خوره به یه دختر خانوم.به دختره میگی چه طوری سیبیلو؟؟؟؟(دیگه درک شخصیت دختره و شخصیت پسره با خودتون)
دختره در میاد جلوش و بهش میگه:وقتی تو موهاتو رنگ می کنی و زیر ابرو بر می داری و صورتتو بند میزنی،منم مجبورم سیبیلمو بر ندارم تا تو جامعه احساس نبود مرد نباشه
[ 91/02/28 ] [ 12:26 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
پسرا و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از این بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟ سن 27 سالگي : آخيش سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم دخترها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه سن 23 سالگي : همه ی خواستگارا رو رد مي کنن سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کی ميخواد باشه ، باشه سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله سن 27 سالگي : آخيش سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي [ 91/01/29 ] [ 21:34 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
یادت باشد:"اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان باش [ 91/01/11 ] [ 19:42 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
از معلم دینی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت: حرام است از معلم شیمی پرسیدم عشق چیست؟؟گفت عشق تنها اسیدی است که درون قلب اثر می گذارد و اما واقعا عشق چیست....؟ "همیشه به همه چیز لبخند بزن حتی به مشکلات" اینم عیدی من به شما مهربونا بود
جلو جلو سال جدیدو به همتون می تبریکم
موقع سال تحویل از دعای خیرتون محروم نکنین تو رو خدا که شدیدا محتاجم
یا علی
[ 90/12/25 ] [ 16:20 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
روزگار غریبیست... من آدم ســخـتـگـیــری نـیـسـتــم فـقــط " آدم " ســخـــت گـیــر مـی آورم [ 90/12/18 ] [ 19:2 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
اگه به تابلو بزرگ تو آسمون بود که همه دنیا می دیدنش چی روش می نوشتی؟؟؟
[ 90/12/16 ] [ 15:7 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
گذشته رو اگه به دوش بکشی کمرت خم میشه ولی اگه بذاری زیر پات قدت بلند میشه ... [ 90/12/12 ] [ 21:48 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
فقط دوست داشتن کافی نیست! چگونه دوست داشتن،برای چه دوست داشتن،تا کجا دوست داشتن همه مهم اند! بهترین دوست داشتن،عاشقانه دوست داشتنی است که تا ندارد به همراه چاشنیه همیشه خواستن... [ 90/12/11 ] [ 19:22 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
این شعر زیر را نیز در پاسخ به پست قبلی نباید فراموش کرد:
از بهر رفع غم به کسی گر بری بناه هم غم به جای ماند و هم آبرو رود حرف دل رو فقط باید به خدا گفت ولی... بعضی وقت ها داشتن دوستانی که بتوان با آنها درد و دل کرد بسیاری از غصه ها رو بر طرف می کنه البته این دوست باید در حد تیم ملی خیر خواه شما و راز نگهدار باشه.... اگه همچین دوستی ندارین به شما توصیه می کنم حرف دلتو فقط فقط به خدا بزن یا به رفیق بی کلک مادر [ 90/12/11 ] [ 19:12 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
حرف دلت رو امــروز بزن ! اگر امـــروز گــفــتی ... اسمش "حــــرف دل" است اگر نگفتی ... فردا مـــی شود " درد " دلـــت ... [ 90/12/10 ] [ 19:3 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
[ 90/12/09 ] [ 18:40 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
مانده تا برف زمين آب شود. مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر ناتمام است درخت زير برف است تمناي شنا كردن كاغذ در باد و فروغ تر چشم حشرات و طلوع سر غوك از افق درك حيات. مانده تا سيني ما پر شود از صحبت سنبوسه و عيد. در هوايي كه نه افزايش يك ساقه طنيني دارد و نه آواز پري مي رسد از روزن منظومه برف تشنه زمزمه ام مانده تا مرغ سر چينه هذياني اسفند صدا بردارد. پس چه بايد بكنيم من كه در لخت ترين موسم بي چهچه سال تشنه زمزمه ام؟ بهتر آن است كه برخيزيم رنگ را بردارم روي تنهايي خود نقشه مرغي بكشم. (سهراب سپهری) [ 90/12/09 ] [ 18:32 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
[ 90/12/05 ] [ 17:35 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
عبدالمالک ریگی در اعترافات خود مسئولیت اغتشاشات اخیر،زلزله بم،سقوط توپولوف خبرنگاران،حوادث کوی دانشگاه،آغاز جنگ تحمیلی،رحلت امام خمینی،شهادت امیرالمومنین،شکست اسلام در جنگ احد،توطئه برای سوراخ کردن کشتی نوح و تحریک آدم برای خوردن گندم را نیز بر عهده گرفت...
دیروز سالروز دستگیری این جنایت کار بود،این روزو به همه ایرانیان تبریک میگم [ 90/12/05 ] [ 0:10 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
اگر A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 (تلاش سخت) Hard work H+A+R+D+W+O+ R+K 8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98% (دانش) Knowledge K+N+O+W+L+E+ D+G+E 11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96% (عشق) Love L+O+V+E 12+15+22+5=54% خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!! پس چه چيز 100% راميسازد؟؟؟ (پول) Money M+O+N+E+Y 13+15+14+5+25= 72% (رهبري) Leadership L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P 12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89% پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟ (نگرش) Attitude 1+20+20+9+20+ 21+4+5=100% اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد. [ 90/12/04 ] [ 12:9 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
هروقت دلت گرفت ؛ هروقت آسمون برات مثل همیشه آبی نبود ؛ هر وقت احساس کردی داری زیر بار مشکلات خرد میشی ؛ هروقت حس کردی دیگه به درد هیچ کاری نمیخوری ؛
هروقت حس کردی که خیلی بی مصرف و پوچی
هروقت حس کردی خیلی تنها شدی ،
به اون بالا نگاه کن
ادامه مطلب آسمان [ 90/12/04 ] [ 12:6 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
چه کسی می گوید :
که گرانی شده است؟ دوره ی ارزانیست! دل ربودن ارزان! دل شکستن ارزان! دوستی ارزان است...! دشمنی ها ارزان! چه شرافت ارزان! تن عریان ارزان! آبرو قیمت یک تکه ی نان... ودروغ از همه چیز ارزانتر قیمت عشق چقدر کم شده است! کمتر از آب روان وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان.............................................................. [ 90/12/01 ] [ 14:9 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
زندگی معلمی است که اول امتحان می گیرد بعد درس می دهد
[ 90/11/26 ] [ 20:24 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
چجوری شروع کنم ؟
از کجا بگم؟ از کی بگم؟؟؟ خسته شدم . از این دنیا . چرا تموم نمیشه. چرااااااااا؟؟؟؟؟ خدایا چقدر التماست کنم؟؟ اخه خدای من عزیزه من من دیگه نمی تونم دیگه توانشو ندارم خسته شدم خودت گفتی:شما یه قدم برای رضای من بردارید من صد قدم برای شما پس چرا اینجوری میشه؟؟ چه قدر سر نماز التماست کنم؟؟ من بخاطر تو این کارو کردم پس چرا جوابمو نمیدی؟؟ من بخاطر امام حسین(ع) از همه چی گذشتم ولی..... پس چرا جوابمو نمیدی؟؟ مگه من چیکار کردم؟؟ اون از نیش و کنایه همه اینم از ....... مگه نگفتی تو برو جلو من جواب همشونو میدم پس چی شد هان خیلی دلم گرفته می خوام......... خدایااااااااااا من ازت دلخورم تو همه ی سختی هایه منو دیدی ولی.......... دیگه نمی دونم چی بگم . دیگه نمی دونم چیکار کنم. جواب همه ی اونا رو دادی اما من......... شاید بخاطر گناهامه نمی دونم... باشه اشکالی نداره شاید من خالصانه این کارو نکردم. خدا جون ببخشید دلم گرفته بود ای حرفا رو زدم ببخشید خیلی دوست دارم [ 90/11/26 ] [ 19:16 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
خدای من! کمکم کن
تاپروانه شعر من نفسی تازه بگیرد و بال و پر باز کند خدای من! دلم را افسار گسیخته و مجنون شده ای میبینم که هر شب نفس می کشد در هوای نظری از تو اگرچه دلم آه زده و سوخته و شکسته ولی مطمئن باش خدای من! کمکم کن کمکم کن [ 90/11/22 ] [ 17:19 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
مرا به بزرگی داشته هایم آگاه کن تا کوچکی نداشته هایم آرامشم را بر هم
نزند.آن گونه زنده ام نگاه دار که دلی از بودنم نشکند و کسی از نبودنم به وجد نیاید.خدایاحکمت قدم هایی را که برایم برمی داری بر من آشکار کن تا درهایی را که به سویم می گشایی ندانسته نبندم و درهایی که به رویم می بندی به اصرار باز نکنم.خداوندا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم تو را بخشنده یافتم و گناهکار شدم تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟ [ 90/11/22 ] [ 17:18 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود وهارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت : بهلول چه می کنی؟ بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند . هارون گفت :آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی؟ بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد. آنگاه بهلول گفت : ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خود را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی وآنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود . سپس بهلول گفت : ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند... [ 90/11/18 ] [ 19:39 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی خدایا! الطاف خفیهات و مهربانیهای پنهانیات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست. خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آنسان که انگار میبینمت. من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس میکنم. [ 90/11/18 ] [ 19:38 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد....
نمی خواهم بدانم پس از مرگم کوزه گراز خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم..... که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد "دکتر علی شریعتی" [ 90/11/13 ] [ 19:36 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
خدایا مرا در طلب آنچه مقدر نکردی به زحمت مینداز
زیرا تو به زحمت انداختن من بی نیازی
[ 90/11/09 ] [ 21:26 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
خداوند بی نهایت است اما به اندازه تو فرود می آید
به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر آمین تو کارگشاست!
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمممممممممییییییییییییییین [ 90/11/09 ] [ 21:13 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
دلمان می گیرد و می میرد وکسی سراغی از آن نمی گیرد
غرورمان را بیش از ایمانمان باور داریم حتی بیش از عشق... [ 90/11/09 ] [ 20:41 ] [ zibaye khofteh ]
[ ]
و اگر دشمن، پدرم را از من گرفت؛
|